داغ ترین ها:

اخبار و رویداد ها

news photo

جشنواره فرهنگی می‌تواند رویدادی فراگیر و عمومی باشد

دبیر بخش فیلم هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت معتقد است این جشنواره به دلیل تاثیری که می‌تواند بر جامعه پزشکی داشته باشد باید به رویدادی عمومی و فراگیر تبدیل شود. فرهاد قائمیان در گفت و گو با خبرگزاری مهر علاوه بر صحبت درباره فعالیت‌های این روزهایش درباره جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت صحبت کرده است.

به تازگی بازی در مجموعه «تاریکی شب، روشنایی روز» را تمام کرده‌اید. این سومین همکاری شما با حجت قاسم‌زاده است. کارگردانی که در این سال‌ها تجربه‌های متفاوتی در تلویزیون داشته. چه عاملی باعث این همکاری شد؟ فیلمنامه، نقش متفاوت یا ...
فرهاد قائمیان: فیلمنامه «تاریکی شب، روشنایی روز» یکی از امتیازهای آن است، نقشی که بازی کرده‌ام، با تجربه‌های قبلی‌ام تفاوت دارد. کارنامه قاسم‌زاده نشان می‌دهد که او به کیفیت آثارش اهمیت می‌دهد و هنرمندی صاحب اندیشه است. همان قدر که در بخش متن حساس است، در انتخاب عوامل و کارگردانی دقت دارد. مجموعه عواملی که من برای انتخاب یک پروژه در نظر می‌گیرم و برایم در اولویت است در آثار او وجود دارد. در کنار این ویژگی‌ها و نگاه مشترک، حجت قاسم‌زاده از دوستان قدیمی من است، همکاری‌های مشترک خوبی با هم داشته‌ایم. جنس کار و سلیقه‌اش را می‌شناسم و این مسیر همکاری را هموار می‌کند. او این بار و مثل دفعه‌های قبل مرا مناسب پروژه و نقش تشخیص داد، دعوت به همکاری کرد و در نهایت برای سومین بار مقابل دوربین ایشان رفتم.

با بعضی از کارگردان‌ها در چند تجربه مشترک همکاری کرده‌اید. این همکاری های متعدد باعث شده بیشتر به آنها اعتماد کنید یا آنها بیشتر طبق خواسته و پیشنهادهای شما حرکت کنند؟
این تجربه‌ها بر اساس همکاری متقابل به وجود آمده. معمولا بعد از یکی دو کار مشترک، اگر نتیجه کار مثبت باشد بین بازیگر و کارگردان فضایی ایجاد می‌شود که در آن رسیدن به نتیجه مطلوب نهایی سریعتر و آسانتر اتفاق می افتد. به این دلیل که چشم انداز و برداشت هر دو از اثر یکی می‌شود. برای من مهم است با کارگردانی همکاری کنم که بر موضوع اشراف دارد، ابعاد پروژه را می‌شناسد و دیدگاهش درست است. اگر این فضا در پروژه ای وجود داشته باشد، زمینه همکاری های بعدی هم فراهم می‌شود.

زمستان سال گذشته در نمایش «بازار عاشقان» با هادی مرزبان همکاری کردید. پس از مدتها به تئاتر برگشتید. گویا آگاهانه از سینما و تلویزیون دور شده‌اید تا با تئاتر توانایی‌هایتان را بیشتر کنید.
همیشه پیشنهادهایی از حوزه تئاتر داشته ام، اما سعادت همکاری پیش نیامده. من در این سال ها در سینما، تلویزیون و تئاتر به تناوب حضور داشته‌ام. آگاهانه به دنبال نقش خوب و فیلمنامه شاخص بوده‌ام و در هر حوزه که امکان تجربه کردن فراهم شده فرصت را از دست نداده‌ام. بازی در تئاتر لذت فراوانی دارد، پخته و آبدیده شدن برای بازیگر اتفاق می‌افتد. البته من به این نکته باور دارم که آگاهی بازیگر و تمرین او برای کشف راههای تازه می تواند مقابل دوربین هم اتفاق بیفتد. برای من بازیگری مقابل دوربین سینما و تلویزیون و روی صحنه تئاتر به یک اندازه لذت‌بخش است، شاید به این خاطر که از فرایند تجربه‌گری در بازیگری به وجد می‌آیم.

پس برای شما تلویزیون، سینما و تئاتر تفاوت ندارد؟
کار من بازیگری است، بازیگری اصول و چارچوبی دارد که بخشی از آن علمی و بخشی دیگر حسی است. من تلاش می کنم در هر فضایی که هستم، بر اساس این اصول کارم را انجام بدهم و در یک چارچوب قرار نگیرم.

بعضی مواقع این تلاش دیده می‌شود، مثل بازی در نقشی منفی در «وفا» یا مجموعه «تعبیر وارونه یک رویا» و گاهی دیده نمی‌شود، مثل «رستاخیز» یا نمایش «بازار عاشقان». این ناامید کننده نیست؟
بازی در «بازار عاشقان» محصول تمرینی طولانی و کاری دشوار و تازه برای من بود. باید سماع را می‌آموختم، نه تنها به عنوان مجموعه حرکت هایی فیزیکی، باید منطق و دلایل آن را می‌شناختم و آگاهانه آن را اجرا می کردم. در عین حال باید دیالوگ هم می گفتم. بازی در نقش شمس تبریزی در این نمایش، تجربه‌ای ویژه بود.
در «رستاخیز» در شرایط جوی دشوار ماه‌ها سر کار بودم. با گریم سنگین، کلاه‌خود و ساعت‌ها روی اسب، آنهم در بیابان و شرایط جوی نامناسب در گرمای حدود 50 درجه. در سکانس های درگیری من و تعدادی از بازیگران روزه بودیم. این به دلیل باور و اعتقادی بود که به این فیلم و صاحب آن امام حسین (ع) داشتیم. گاهی نتیجه ای که شما از یک تجربه می‌گیرید، در قواعد مادی نمی گنجد. «رستاخیز» برای من و بسیاری از همکارانم این ویژگی را داشت. البته دوستانی که آن را دیده‌اند، به کیفیت کار اشاره دارند. یعنی در این بعد هم «رستاخیز» و همکاری با آقای درویش اتفاقی باارزش بود. در جشنواره الغدیر عراق هم برای بازی در این فیلم از من تقدیر شد. مخاطب در آن سوی مرزها هم فیلم را دوست داشت. من به این موضوع معتقدم که کار خوب دیده می‌شود، برای مجموعه فیلم‌های رسول ملاقلی‌پور این اتفاق افتاد. زمانی که فیلم‌ها روی پرده می‌رفت آنطور که شایسته بود، به آنها توجه نمی‌شد. اما ارزش‌های این فیلم‌ها آهسته آهسته کشف شد. بازی من در «هیوا»، «قارچ سمی» و «نسل سوخته» به مرور و با گذشت زمان بیشتر دیده شد. «سفر به چزابه» در زمان ساختش دیده نشد. به این فیلم بی‌مهری شد، اما زمان، ارزش‌ تجربه‌های متفاوت ملاقلی‌پور را عیان کرد.

شما سفیر صلح جمعیت هلال احمر هستید. در کنار این فعالیت‌های اجتماعی به عنوان دبیر بخش فیلم جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت هم فعالیت می کنید. این فعالیت‌ها چقدر برایتان جذاب است؟
من پارسال هم در کنار جشنواره فرهنگی بودم، با توجه به فضایی که در جشنواره دیدم و با توجه به هدف و کارکرد این رویداد، وظیفه خودم می‌دانم در کنار این جشنواره باشم. پزشکی یکی از مشاغل خاص و حساس جامعه ماست و ارتباط پزشکان و جامعه پزشکی با هنر اتفاق مبارکی است. من در جشنواره سال قبل اشتیاق و شور و شوق حاضران را دیدم و به نظرم این پتانسیل باید جهت دهی شود، باید از این علاقه و استعدادها استفاده کرد. جشنواره فرهنگی همه جوان‌های ایرانی را در یک اتفاق هنری چند وجهی سهیم می‌کند. زبان هنر، باعث همدلی و شکوفایی می‌شود و نباید از این امتیازها غافل شد. خوشبختانه برگزار کنندگان جشنواره به دنبال استفاده از این ظرفیت‌ها هستند و همه چیز به جشنواره ختم نمی‌شود. آثار در قالب کتاب و نمایشگاه عرضه می‌شود و زمینه معرفی برگزیدگان به فضاهای حرفه‌ای وجود دارد.

مهمترین دستاورد این جشنواره از نظر شما چیست؟
جشنواره فرهنگی باید به یک جشنواره عمومی و فراگیر تبدیل بشود. بهتر است ارتباط جامعه پزشکی با هنر تقویت شود، کار پزشک صرفا طبابت نیست، پزشک می‌تواند از طریق ابزار هنری، حساسیت‌هایش را تقویت کند، می‌تواند ارتباطش را با جامعه گسترده‌تر کند و حضوری موثرتر در فضای هنری داشته باشد.
 

تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند، ۱۳۹۵
۱۹:۵۷ - ۹۸/۰۸/۳۰